قهرمان ميرزا عين السلطنه
1347
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نشسته شامى خورده منزل آمدند ، مثل مجالس روضه و مهمانى علماى عظام . تا ساعت هفت و نيم آنجا بوديم . بعد با شاهزاده ممتاز الدوله منزل آمديم . الحق مهمانى از اين بهتر و خوبتر امكان ندارد . به همه مدعوين خوش گذشت . تماما آزاد و هريك به اختيار خود بود . هيچ كلفت و زحمتى در ميانه نبود . معنى مهمانى هم همينطور است . همهء كار ايرانيها بىقاعده است ، خصوصا حكايت مهمانى كه زحمت و صدمهء آن زياده از هرچيز است و اگر اين يك فقره را برهمزده بطور ممالك خارجه مثل همين مهمانى صدراعظم رفتار مىشد خيلى خوب بود . مثل ناهارى كه امروز خدمت شاه خورديم آنهمه خرج كرده بودند اما چه فايده كه به هيچكدام نشد دست دراز كنى و تماما گرسنه برخاستند . نانواخانه و حاج محمد حسن دوشنبه 21 جمادى الثانيه - تاكنون باران نيامده ، دو روزى است ابر رقيقى مىشود ، ليكن خبرى نيست . اجناس خيلى گران شده . گفتند تبريز گندم سى تومان شده . نانواخانه را به حاجى محمد حسن سپردهاند . فى الجمله فرقى كرده . چون آدم زرنگ كاردانى است . احتمال كلى مىرود خيلى بهتر شود . اگر ده نفر اينطور آدم زرنگ در ايران بود كارها خيلى نظم مىگرفت . اگرچه در فقرهء ضرابخانه و پول سياه خيلى بىانصافى كرد . صاحب جمع عز السلطان شد منزل حضرت و الا بودم . صاحب جمع آنجا آمد عز السلطان لقب گرفته . فوج و حكومت سوادكوه را به او سپردهاند . صدراعظم كار زياد به كسانش نمىدهد . برعكس سابق است . فونوگراف - « حكيم كامل الكتريك » منزل نصير الدوله دعوت داشتيم . حضرت و الا و نواب عليه بودند . « فونوگرافى » از فرنگ آورده خوب چيزى است . وقتىكه قزوين بودم يك نفر فرنگى آمد « فونوگراف » بزرگى همراه داشت همه قسم ساز فرنگى و ايرانى داشت . شاهزاده حسام السلطنه هم آنوقت قزوين بود اتفاقا تماشا رفتيم . خيلى تماشا دارد . ما هم آنوقت تبريكى به امين الدوله كه صدراعظم شده بود گفتيم . اختراع بزرگى است . از اختراعات اديسن ينگى دينايى حكيم كامل الكتريك است . فونوگراف نصير الدوله از آن كوچكتر و كمى مغشوش بود . الان در طهران دوجا گذاشته و از نفرى ده شاهى گرفته تماشا مىدهند .